ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
ما برای بوسیدن خاك سر قله ها چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم
ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده ایم خون دلها خورده ایم
ما برای آنكه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم رنج دوران برده ایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های كویر چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاك خون دلها خورده ایم خون دلها خورده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاك رنج دوران برده ایم رنج دوران برده ایم
*شعر از مرحوم نادر ابراهیمی ؛ آواز محمد نوری
۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه
۱۳۸۷ خرداد ۱۹, یکشنبه
خداحافظ!
هزار افسوس کی می قدرَا ندانی پاچ لیلی
هتوُ شَمَا مرا د ِه د ِن نتانی پاچ لیلی
* آواز «پاچ لیلی» از احمد عاشورپور
پ.ن- چه خاطراتی با این آهنگ و آن صدای مخملی دارم!.
اکنون چند ماهی است که در میان ما نیست ولی هنوز با صدای- اش زندگی می کنم و خاطره می نویسم.
هتوُ شَمَا مرا د ِه د ِن نتانی پاچ لیلی
* آواز «پاچ لیلی» از احمد عاشورپور
پ.ن- چه خاطراتی با این آهنگ و آن صدای مخملی دارم!.
اکنون چند ماهی است که در میان ما نیست ولی هنوز با صدای- اش زندگی می کنم و خاطره می نویسم.
اشتراک در:
پستها (Atom)